سمینار راز ثروت وارن بافت

محتوی مورد نظر برای مشترکین ویژه قابل مشاهده و دانلود می باشد.

برای ورود به پروفایل خود و یا ثبت نام و تهیه اشتراک ویژه از طریق فرم زیر اقدام کنید.

وارن بافت دومین فرد ثروتمند دنیا پس از بیل گیتس است که متولد ۳۰ اوت ۱۹۳۰ در اوماها شهر نبرسکا است و سالهاست که او را با القابی چون  “جادوگر اوماها” و یا ” دانای اوماها”  می شناسند.

وارن بافت سالها در فهرست ثروتمند ترین افراد در دنیا جای گرفته است و هم اکنون رتبه دومین فرد ثروتمند را در دنیا از آن خود کرده البته ناگفته نماند که او از سال ۲۰۰۸ نیز بعنوان ثروتمند ترین فرد در دنیا جای بیل گیتس را گرفته است.

وارن بافت سمت مدیرعامل و بیشترین سهام شرکت برکشایر هاتاوی را دارد.

وارن بافت با تحلیل و هوش بالایی که دارد توانسته است این جایگاه را از آن خود کند و به قول خیلی از افراد او می تواند در بیابان از زیر سنگ نیز پول در بیاورد و ثروتمند شود.

او ثروتی بیش از ۶۰ میلیارد دلار دارد و علی رقم داشتن این ثروت زندگی مقتصدانه دارد و به همراه بیل گیتس بخش قابل توجهی از ثروت خود را صرف کارهای انسان دوستانه کرده اند

افرادی که از نزدیک برخورد و مصاحبه با دانای اوهاما داشته اند او را بسیار متواضع و گشاده رو می دانند ، وارن بافت همچنان زندگی ساده قبلی خود را دارد و با اینکه خانه هایی بسیار گران قیمت در کالیفرنیا ، فلوریدا و واشنگتن دارد همچنان در خانه قبلی خود در مرکز داندی در کنار اوهاما سکونت دارد.

پدر وارن بافت تاجر و سیاستمدار بود ، او فرزند دوم خانواده بافت است و دارای دو خواهر است ، وارن بافت از کودکی دارای استعداد بالایی در زمینه پول و تجارت بود بطوری که زمانی که تنها ۶ سال داشت ۶ جعبه کوکاکولا را با قیمت ۲۵ سنت از مغازه پدرش خرید و هر بطری را به مبلغ ۵ سنت فروخت این در حالی بود که هم سن و سالهای او به بازی در چمن ها مشغول بودند.

وارن بافت در این سمینار یا گفتگو به نکاتی مهم در مورد ثروتمند شدنش می پردازد و در حقیقت بعضی از صفات رفتاری و ذهنی خود را برای حضار بیان می کند .

در حقیقت می شود گفت ثروتمند شدن و رسیدن به رتبه های مالی اول دنیا علاوه بر هوش احتیاج به یک سری رعایت نکات و رفتارها و باورهای ذهنی دارد.

وارن بافت در حقیقت شکست های مالی در سرمایه گذاری را نه تنها عامل نگرانی نمی داند بلکه آنها را لازمه سیر تکامل فرد برای دستیابی به موفقیت ها و ثروت های دو چندان می بیند.

ثروتمند ترین فرد جهان مسیر رسیدن به موفقیت را انحصاری نمی داند و یکی از مواردی را که در بدست آوردن ثروت هنگفت خود مهم می داند صبر و پشتکار علاوه بر داشتن هوشی که با آموزش پرورش می یابد می داند.

او بخشی از پیروزی در زندگی را در این می داند که با رسیدن به هر چیزی قرار نیست به پیروزی دست پیدا کنی.

او می گوید هیچوقت بر روی اشتباهاتی که در زندگی کرده است پافشاری نمی کند و به شاگردانش توصیه می کند که شغلی را برای خود در نظر بگبرند که در صورتیکه هیچ احتیاجی هم به کار نداشتند باز همان کار را انجام می دادند.

شما باید کاری را انجام بدهید که از انجام دادن آن لذت می برید، شاید شغل هایی  که انتخاب می کنید برایتان ایده آل نباشند اما نباید تسلیم شوید، که همین درنهایت موجب دستیابی به خواسته هایتان می گردد.

 

دستیابی به آرزوها

محتوی مورد نظر برای مشترکین ویژه قابل مشاهده و دانلود می باشد.

برای ورود به پروفایل خود و یا ثبت نام و تهیه اشتراک ویژه از طریق فرم زیر اقدام کنید.

دستیابی به آرزوها و رسیدن به موفقیت زمانی صورت می گیرد که شما همیشه خود را در فرآیند یادگیری قرار بدهید و مسیر تکامل خود را با قرار گرفتن در موقعیت های مختلف طی کنید و پیوسته بتوانید نتایج را تحلیل و ارزیابی کنید و آنها را با حد مطلوب آنها مقایسه کنید.

مهم این است که از نتایج به نفع خود بهره ببرید و اونها رو جزئی جداناشدنی در زندگی هر فرد بدانید.

هیچوقت تصور نکنید که مشکلات فقط برای شما بوجود می آید و تنها شما هستید که با شرایط زندگی خود مشکل دارید بلکه باید بدانید تمامی افراد موفق این مسیر ها را طی کرده اند و این راه ها را پشت سر گذاشته اند.

به نظر شما چه چیزی برد رو از باخت متمایز می کند؟

چه تفاوتی بین گروه برنده ها و بازنده ها هست ؟

چرا دستیابی به آرزوها برای بعضی از افراد ساده و برای بعضی بسیار سخت است؟

باید بدانید که همیشه تلاش نهایی هست که تعیین کننده پیروزی و یا شکست هست در حقیقت ثانیه های آخر می تواند نتایج بسیار بزرگی را پدید آورد و بطور کلی نتایج را عوض کند.

برای دستیابی به آروها و نتایج بهتر از شما کار پیچیده ای نمی خواهم بلکه شما باید کمی تلاش خودتون رو بیشتر کنید.

توانایی های خودتون رو بنویسید و ببینید در کدام قسمت می توانید کمی بهتر از رقبا باشیدو چگونه می توانید این کار را انجام دهید.

در حقیقت باید خودتان را محددا برنامه ریزی کنید برای بهتر شدن.

زمانی نتایج بهتر و پاسخ گرفتن از قانون جذب سروکله شان پیدا می شود که خودتان بهتر شوید، روی خودتان و توانایی هایتان متمرکز شوید و روز به روز آنها را بهتر وبهتر کنید.

در حقیقت یکی از عومل مهم  دستیابی به آرزوها و رشد انسانها رنج است، رنج در حقیقت تضادی تعیین کننده برای شماست و توسط آن دقیقا متوجه خواسته تان می شوید و از طرفی دیگر بصورت فیزیکی با مفهوم و نتیجه تلاش نکردن مواجه می شوید.

برای اینکه رشد کنید و به خواسته هایتان در زندگی برسید باید با روش انجام آن آشنا شوید.

من آن روش ها را در این سمینار بصورت شفاف به شما بازگو می کنم.

روشهای تغییر باورها-دارن هاردی

محتوی مورد نظر برای مشترکین ویژه قابل مشاهده و دانلود می باشد.

برای ورود به پروفایل خود و یا ثبت نام و تهیه اشتراک ویژه از طریق فرم زیر اقدام کنید.

توانایی های شما بسیار زیادتر از چیزی است که تا حالا  اونها رو کشف کرده اید و تو زندگی خودتون بکار بردید.

در حقیقت آنچه را که می بینید نوک کوه یخی است که بخش اعظمی از آن از آب بیرون مانده است.

آیا می دانید که سیستم باورها در انسان چیست و چگونه عمل می کند؟

در حقیقت سیستم باورهای انسان از گذشته شما نشات گرفته است.

روشهای تغییر باورها در حقیقت می تواند بخش مهمی از ذهن شما را اصلاح کند.

از محلی که در آن زندگی کرده اید و از طرز تفکر والدینتان و از دیدگاه هایی که اطرافیان شما، معلمانتان و دوستان شما داشته اند.

و اکنون این نرم افزار بر روی سخت افزار ذهنی شما بار گذاری گردیده.

البته این نرم افزار بدون هیچ توجهی به سخت افزار ذهنی شما برایتان بصورت ناخودآگاه درنظر گرفته شده.

مثلا تصور کنید که بر روی یک ابرکامپیوتر با قوی ترین هسته پردازنده و حافظه که قابلیت راه اندازی پیچیده ترین نرم افزارهای محاسباتی و علمی را دارد فقط چند برنامه سبک در حد چند مگابایت نصب شده و از بخش اعظم این سیستم سالیان سال هیچ استفاده ای نشود.

حال این خودتان هستید که می توانید این نرم افزار را از روی سیستم مغزی خود پاک کنید در حقیقت خوشبختانه خداوند این قابلیت را در انسان قرار داده است تا بتواند به ویرایش ذهنی خود بپردازد تا سرنوشت خودش را رقم بزند و با روشهای تغییر باورها تغییر بدهد.

تغییر باور و عقاید موثرترین و سریعترین راه برای گرفتن پاسخ های زیبا در زندگیست.

اما روش های تغییر باور یکی از پر چالش ترین بحث ها در زمینه دستیابی به موفقیت است که اساتید زیادی در این باره اظهار نظر کرده اند.

اما کسانی می توانند بهترین راهکارها را ارائه بدهند که خود این مسیر را با تمامی فراز و نشیب هایش طی کرده باشند و اکنون به قله موفقیت رسیده اند.

یکی از اساتید مجرب در زمینه قانون جذب و موفقیت  دارن هاردی است که در این سمینار به ساده ترین شکل ممکن این موضوع را بیان کرده است.

نقش فکر مثبت در زندگی انسان و قانون جذب

نقش فکر مثبت  در زندگی انسان و قانون جذب

 

تمام موفقیت ها و شکست هایی که  افراد مختلف به آن رسیده اند بازتابی است نگرش یا تفکراتی که آنها داشته‌اند

و تفکر انسان می‌تواند به صورت مستقیم و روی کیفیت زندگی او تاثیر گذار باشد

هر انسانی خودش تعیین می کند که فردی قوی در جهت رسیدن به خواسته هایش باشد و یا اینکه خود را فرد ضعیفی

باور داشته باشد در حقیقت کسی نمی‌تواند باعث ایجاد ترس و یا شکست در زندگی شود بلکه خود انسان است که اجازه میدهد این تاثیرات  را از افراد یا محیط بیرون بپذیرد

خوشحالی و یا غم یک انسان از تفکرات او ناشی می شود

فکر مثبت

فکر مثبت

چگونه می‌توان خود را از فردی ضعیف به فردی قوی تبدیل نمود

زمانی ما می‌توانیم تغییر را در محیط بیرون شاهد باشیم که ابتدا از درون تغییر کرده باشیم

 زمانی که شخص اراده می‌کند که تغییر کند در حقیقت تمامی  نیروهای درونی وحدت پیدا نموده و در یک راستا ارتعاش می یابند که طبق  قوانین فیزیک کوانتوم و قانون جذب  می توان بازگشت انرژی ها را به اثبات رسانید

اینگونه نیست که بشود کسی را بی گناه و مظلوم در برابر جذب ناخواسته ها  در زندگی اش دانست  طبق فرموده حضرت علی علیه السلام ظالم و مظلوم به یک اندازه مقصر هستند

طبق قانون جذب شخص زمانی می تواند به خواسته هایش برسد که از لحاظ ارتعاشی با خواسته ها یکسان باشد.

فکر مثبت

فکر مثبت

 و طبق این گفته این مورد به اثبات میرسد که داشتن افکار مثبت و هم فرکانس با خواسته ها یکی از عوامل مهم در جذب اهداف است

شخصی می تواند موفق شود که کنترل ذهنی خود را در دست گرفته و مسئولیت تمامی زندگی خودش را بر عهده گرفته است

 چنین فردی هیچگاه ناکامی های گذشته  خود را گردن دیگران نمی اندازد  بلکه از تمامی شکست ها در زندگی درس جدیدی می آموزد

 چگونه می توانیم افکار مثبت خود را افزایش دهیم؟

  یکی از راههای افزایش انرژی قرار گرفتن در محیط انرژی مثبت است

 برای این کار باید محیط اتاق کار خود را با قرار دادن عکس ها و یا چیزهایی که ما را به یاد نکات و یا خاطرات مثبت می اندازند به مکانی مثبت تبدیل کنیم

افکار مثبت

افکار مثبت

 در اوقات فراغت می توانیم با خواندن کتابهای موفقیت و یا مشاهده دوره ها و سمینارهای موفقیت افکار خود را پر از یادگیری نکات مثبت و کاربردی نماییم که در سایت موفقیت شاپ می توان با تهیه اشتراک مختلف به گنجینه ای از این سمینارها و دوره های نایاب دست یافت

راه دیگر به کار بردن وژه‌های مثبت در گفتگو با افراد است همانطور که در کتب موفقیت نیز بیان شده کلام انسان عصای معجزه گر  اوست.

 

نکته دیگر در این زمینه روشن کردن و مشورت گرفتن از افراد ضعیف است چون استفاده از افکار منفی و سمی فرد ترسو و ضعیف مانند غذای مسموم خطرناک و کشنده است

نکته بعدی تمرین کردن و پابرجا بودن در به دست آوردن خواسته در مسیر موفقیت است که می توان با تدوین یک برنامه منظم به آن دست یافت

 

نکته آخر در به دست آوردن موفقیت دلخواه با افکار مثبت این است که روزانه یک قدم هر چند کوچک در جهت رسیدن به خواسته که ممکن است ۱ هدف مشخص یا حتی به دست آوردن روحیه مثبت باشد باید برداشت این قدم می تواند به صورت فیزیکی و یا بیان کردن یک جمله تاکیدی باشد

 

 

 

 

اثر دعا بر قانون جذب

اثر دعا بر قانون جذب

دعا قدرتمندترین حالت انرژی است که انسان می تواند از خود ساطع کند از لحاظ دعا به معنی صدا زدن می باشد

در حقیقت دعا تلقین به نفس می باشد در تلقین نوعی تصویر سازی ذهنی به صورت ناخودآگاه صورت می گیرد

مهمترین عامل در دعا و زیر شاخه مهم در استجابت دعا باور می باشد یعنی ابتدا باید دعایی که میکنیم را باور داشته باشیم و آن را استجابت شده بدانیم

 برای استجابت دعا ابتدا باید خداوند را باور داشته باشیم

 و این معنا و مفهوم عملی تلقین در قانون جذب است

باید مطمئن باشیم چیزی را که می خواهیم به ما می دهند و به این حد از باور برای رسیدن به خواسته ها و اهداف رسیده باشیم

قانون جذب

طبق فرموده پیامبر اسلام خدا را بخوانید در صورتی که یقین به دریافت پاسخ دارید

مشکلاتی که در مسیر زندگی انسان قرار می گیرد خود وسیله ای برای ارتباط بیشتر ما با خداوند بوده و با باز کردن گرههای مشکلات انرژی بیشتری برای ادامه مسیر خواهیم گرفت.

دعاهای ما مستجاب می شود اما مسئله اینجاست که ما حواسمان به دعاهای استجابت شده نیست و معجزات اطراف خودمان را نمی بینیم .

به طور مثال نوزادی که تازه متولد میشود خود دریای بی کرانی از معجزات خداوند است اما انسان به دلیل بی توجهی به پیرامون خود این مسائل را عادی می داند در تلقین به نفس ما با استفاده از قانون شکرگزاری موجب بالا رفتن ارتعاش در زندگی خود می شویم

انسان نسبت به دیگر مخلوقات دارای ارجحیت است

و دارایی‌های بیشتری دارد اما نسبت به خداوند همیشه محتاج است و جنس خواستن از خداوند با تلقین داشتن متفاوت است

در نتیجه نباید چون تلقین به  داشتن داریم از خداوند چیزی نخواهیم بلکه ما به واسطه خداوند و خواست خداوند دارای شعور و ضمیر باطن هستیم

و ارتباط با خداوند به نوعی عامل موفقیت بیشتر ما در زندگی می باشد یکی هست مشکلاتی که خیلی از افراد دارند این است که به دلیل داشتن احساس گناه اعتقاد بر این دارند که خداوند صدای آنها را نمی شنود طبق فرموده پیامبر خداوند در همین نزدیکی است و همیشه شنونده دعاست.

قانون جذب

اگر گروهی بگویند که چون فردی گناهکار است پست خداوند دعای او را نمی شنود دروغی آشکار گفتند زیرا این مسئله با آموزه‌های کاملترین دین یعنی دین اسلام در تضاد است

وقتی کودکی به دلیل نافرمانی  از گفته های مادر به داخل جوی آب می افتد مردم با دیدن آن فقط منظرهای بد از آلوده شدن می بینند و میل به نزدیک شدن به او ندارند اما کودک می داند باید به سمت مادر خودش برود و مادر علیرغم غرهایی که میزد اورا عاشقانه

در آغوش می گیرد و او را تمیز و پاک می کند

پس با این مثال به درستی می فهمیم که در مواقعی که همه ازما فراری هستند تنها آغوشی برای مان باز است آغوش خداوند است

حضرت علی علیه السلام در دعای کمیل  به خداوند می فرمایند: ای کسی که خیلی زود از بندگانت راضی میشوی

از این موارد در  می یابیم که در صورت داشتن احساس گناه و احساس حقارت  خودمان باعث ایجاد مانع و سد در مسیر زندگی مان شده ایم.

 

ارتعاش رسیدن به خواسته ها

 

تا حالا شده که از خود بپرسید دقیقا چه چیزی می‌خواهید ؟
خواسته‌های شما سریعا تغییر می‌کند زندگی هر لحظه چیزی که ما می‌خواهیم را شفافتر می‌کند.  و هر لحظه خواسته‌های جدید به سراغ ما می‌آید.  بیشتر اوقات ما نمی‌دانیم که چه می‌خواهیم چون بیشتر اوقات سرعت ایجاد شدن خواسته‌ها از سرعت تمرکز ذهن ما کمتر است .

 

چیزی که به ما کمک می‌کند تا خواسته‌های ما را بشناسیم تضاد‌ها هستند یعنی اینکه زمانی که با ناخواسته هایمان روبه‌رو می‌شویم دقیقا می‌دانیم که چه چیزی  می‌خواهیم.  اما لحظه‌ای که خواسته جدید داریم به ندرت ارتعاش ما با آن خواسته تطابق دارد.

زمانی که ما خواسته‌ای داریم یک تفاوت ارتعاش با چیزی که می‌خواهیم باشیم  داریم. اگر متوجه این موضوع شویم کار ما برای رسیدن به خواسته‌ها بسیار آسانتر می‌شود

چون در این صورت تفاوت‌های ارتعاش را درک کرده ایم.

قانون جذب 

اول از همه ما باید بپذیریم که یک موجود ارتعاشی هستیم و مظابق قانون جذب  ارتباط ارتعاش بین شما وچیزی که می‌خواهید باشید وجود دارد

 و آن ورژن گسترش یافته بخشی است که شامل خواسته شما می‌شود.  اگر مغایرتی بین شما و ارتعاش خواسته شما وجود نداشته باشد شما خیلی زود به آن خواسته می‌رسید به عبارت دیگر اگر چیزی را می‌خواهید و هنوز به آن نرسیده. یک یا چند تفاوت ارتعاشی در وجود شما برای رسیدن به هدف مورد نظر وجود دارد که باید آن را شناسایی و نسبت به تغییر آن اقدام عملی کنید.

برای رسیدن به خواست باید دقیقا با آن هم فرکانس شد یعنی می‌بایست رسیدن به خواسته را با تمام وجود حس کرد

حس کردن خواسته‌ها باعث ایجاد حس خود در ما می‌شود ، این مسئله موجب رسیدن سریعتر اهداف به ما می‌گردد. آن لحظه هیچ اختلاف ارتعاشی بین ما و خواسته‌های ما وجود نخواهد داشت و زمانی که هیچ اختلافی ارتعاش با اهداف نداشته باشد یعنی هیچ فاصله ارتعاشی وجود ندارد در این صورت هیچ مقاومتی بین ما و اهداف نخواهد بود.

قانون جذب

قانون جذب

 از آنجا که در این حالت یک مسیر بدون مقاومت وجود دارد که باید آن را درک کنیم زمان رسیدن به اهداف بسیار کاهش می‌یابد

اگر ما چیزی را می‌خوانیم به این دلیل است که احساس خوبی در ما ایجاد می‌کند حال اگر موضوع را ازآخر به اول دنبال کنیم متوجه می‌شویم که ابتدا فرکانس درست را ایجاد کرده ایم. و این امر باعث قرار گرفتن صحیح ما در مسیر خواسته‌هایمان می‌شود.

برای رسیدن به خواسته ها باید روی خواسته هایمان تمرکز و پشتکار داشته باشیم به طور مثال اگر یک چکه آب چند ساعت بر روی سنگ بریزد اتفاقی برای سنگ نخواهد افتاد اما اگر قطرات آب ۲۰ سال بر روی سنگ بریزد باعث گود شدن و تغییر حالت سنگ میشود.

 

قانون جذب

برای رسیدن به خواست حال باید مداومت داشت یکی از راه‌های نفوذ در ناخودآگاه عبارات تاکیدی است .
بعضی‌ها می‌گویند که عبارت خاص تاکید باید در روز به تعداد مشخصی گفته شود که این گفته صحیح نیست چون زمانی که اعداد به میان می‌آیند از ابتدا باعث سر رفتن حوصله می‌شود

طبق فرموده ای از علی (ع) :

صبر موجب پیروزی است.

 

 

عبارات تاکیدی را باید صبورانه و مستمر تکرار نمود

اما تاچه زمانی باید گفتن عبارات تاکیدی را ادامه دهیم؟ تا وقتی که به ‌هدف مورد نظر برسیم . که گفتن عبارت تاکیدی با حساسیت بدتر موجب ایجاد نتیجه بلعکس خواهد شد.

 

نکات مهم جذب افراد

نکات مهم جذب افراد

 

۱- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید.

اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد

گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید.

در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد

و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند.

شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

۲- ماهیچه های صورت را رها کنید.

سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت

حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد.

با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

۳- ارتباط برقرار کنید.

هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید

سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید.

اصلاً نگران عکــس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

۴- نام افراد را به خاطر بسپارید.

زمانیکه برای اولین بار کــسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید.

این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند

 سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام “سارا” من “مانی” هستم.

زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند.

هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید

و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

۵- به دیگران علاقمند باشید.

اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و … در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

 

۶- گفتگو در مورد موضوعات مناسب.

باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید.

به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کــسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کــس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید.

ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید

و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

 

۷- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید.

اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید.

گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند ۱۰۰% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید.

همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

۸- دروغ نگویید.

شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید،

مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند،

و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کــس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

۹- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید.

این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند.

چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید.

اگر از کاری و یا از کــسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند.

زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید.

اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید.

اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

 

۱۰- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید.

این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید.

خیلی بیشتر از گفتن یک “خیلی ممنون” ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: “خوشحالم که خوشت آمده” و یا “خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی” همراه کنید.

این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند.

در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کــسی به قصد تعریف از شما گفت: “نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو … بودم” شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی.”

 

۱۱- تن صدای خود را کنترل کنید.

یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند

و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند.

در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید.

اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که “امروز زیبا شده اید” تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: “امرور روز زیبایی است.” هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد

که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست.

می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید.

از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟

تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

چند نکته:همیشه خونسرد باقی بمانید.

قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند.

اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کــسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند.

باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد.

تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید،

اما افراد جذاب کــسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند .

قانون جذب و تاثیر ضمیر ناخودآگاه

قانون جذب و تاثیر ضمیر ناخودآگاه

زمانی که فکری در ذهن شما بوجود می آید بصورت ناخودآگاه احساسی که از آن فکر بدست می آورید را به ناخودآگاه منتقل می کنید

نکته مهمی که باید بدانید این است که شما باید بپذیرید ضمیر ناخودآگاه ایده ها و عملکردهایش را از افکار و احساسات شما بدست می آورد

و زمانی که این افکار و احساسات در جهت خواسته هایتان باشد ایده هایی برای رسیدن به نتایج دلخواه سر راه شما قرار می دهد.

این شما هستید که به آن دستور و فرمان می دهید و ذهن ناخودآگاه شما وفادارانه ایده ای را که تحت تاثیر آن قرار می گیرد را اجرا می کند

 

قانون جذب برای ذهن ما به اینصورت است که:

با توجه به سیگنالی که از ورودی های ذهنی ( فکر کردن ، دیدن فیلم ،مشاهده یک تصویر،تصویرسازی ذهنی و …) خود دریافت می کنید احساستان را ایجاد می کند

احساس ایجاد شده سیگنالی مشابه به ضمیر ناخودآگاه می فرستد

و ضمیر ناخودآگاه با قدرت شگفت انگیز و دسترسی که به شعور نا محدودی که دارد

راه های رسیدن به خواسته هایتان را برایتان فراهم می کند:

اما این سیگنال برگشتی از ضمیر ناخودآگاه ممکن است

در خواب یا بیداری بصورت یک ایده، دیدن یک شخص و یا … برایتان نمایان شود که شما را برای رسیدن به نتایج دلخواه یاری می کند یا به نوعی قانون جذب برای شما بکار می افتد.

 

 

 

افکار مثبت و قانون جذب

قانون جذب و افکار مثبت

اولین چیزی که باید به همیشه با یاد داشته باشیم ماهیت دو گانه ذهن ماست

دو سطح ذهن آگاهانه یا منطقی و سطح ذهن ناخودآگاه یا غیر منطقی وجود دارد

ما با ذهن آگاهانه خود فکر می کنیم و آنچه که به طور عادی به آن فکر میکنید

به ضمیر ناخودآگاه خود منتقل می کنید و در آن جا ثابت می ماند

بخش ناخودآگاه ذهن ما بخشی است که کارخانه تمامی خلاقیت های ذهنی است

اگر افکار مثبت داشته باشیم محصول این کارخانه درصحیح و سالم خواهد بود

اما افکار منفی فقط تمامی انرژی و مواد اولیه این کارخانه را ازبین می برد و محصولاتی مخرب به بار خواهد آورد.

نکته اصلی این است که هر ایده ای که سرنخ آن را به این بخش از ذهن بفرستید

شروع به اجرای همان ایده می کند و ادامه آن را بصورت شگفت انگیزی ایجاد می کند

و  این را به اثبات می رساند که قانون جذب برای تمام ایده های خوب و بد یکسان کار خواهد کرد.

زمانی که ذهن و افکار ما مثبت و سازنده باشد این عادت در ناخودآگاه ما شکل می گیرد

که افکار مثبت تولید کند

و این امر با مدیریت کردن ورودی های ذهنی در مدت زمان معین می باشد

تا ناخودآگاه عادت به برنامه ریزی صحیح نماید.

تاثیر تصویرسازی ذهن

تاثیر تصویرسازی ذهنی بر قانون جذب

قانون جذب تا چه اندازه اثر گذار است؟

نقش تصویر سازی ذهنی چیست؟

تصویر سازی ذهنی چه تفاوتی با خیالبافی دارد؟

تاثیر قدر افکار ما بر زندگیمان چقدر است؟

در حقیقت باور ما تعیین کننده این است که قانون جذب اثر گذار است یا خیر، طبیعتا این سوال که اثر گذاری قانون جذب چقدر است نیز همین جواب را خواهد داشت.

در مورد تصویر سازی ذهنی که اصلا آیا خوب است یا خیر ؟

باید گفت که قطعا خوب و نتیجه بخش است و اگر خوب نبود خداوند همچنین قدرت خارق العاده ای را به  انسانها نمی بخشید.

علم نیز سالهاست که این ادعا را ثابت نموده و میزان تاثیر پذیری آن را با اثبات رسانده.

زیرا اگر ما تصویر سازی ذهنی نداشته باشیم یعنی آرزویی نیز نداریم

و بدنبال آن امیدی نیز نخواهیم داشت و این زنجیره به نوعی ناقص خواهد ماند.

شاید پاسخ نگرفتن از قانون جذب در زندگی خیلی از افراد نیز همین علت را داشته باشد.

حال مساله اینجاست که آیا می خواهیم مسئولانه و هوشمندانه از این قوانین استفاده کنیم یا خیر

بطور مثال شخصی در کنج خانه بنشیند و مدام تصویرسازی ذهنی عالی داشته باشد

و باورهای خوب و درستی هم در خود ایجاد کند

یا اینکه تمامی کارها و ایده های رسیدن به موقعیت دلخواه را انجام دهد

و سپس در کنار آن تصویر سازی ذهنی را نیز داشته باشد

قطعا در حالت دوم تصویرسازی هدایت گر تر و موثر تر خواهد بود

گرچه در حالت اول نیز بی تاثیر نخواهد بود

اما در حالت دوم چون شخص خود را در مسیر رسیدن به خواسته هایش قرار داده ایده ها و راهکارهای بهتری در مسیرش خواهد دید

و تاثیر بهتر و بیشتری از تصویر سازی ذهنی در روند خواستن دریافت خواهد نمود.

آموزش وردپرس طراحی سایت بدون برنامه نویسی دانلود قالب وردپرس قالب رایگان وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس قالب سارا